آموزش کالیمبا در اصفهان
آموزش کالیمبا در اصفهان

آموزش کالیمبا با استاد هانیه قاضی زاده

آموزش کالیمبا

در اصفهان

 

در عصری که سرعت، اولویتِ ادراک را از عمق سلب کرده است،
ظهور سازهایی مانند کالیمبا—با ساختار ظاهری ساده ولی پتانسیل درونی عمیق—یادآوری است که یادگیری موسیقی، لزوماً با پیچیدگی آغاز نمی‌شود.
کالیمبا (Mbira)، سازی با ریشه در تمدن‌های شرق آفریقا، امروزه نه به‌عنوان یک کنجکاوی اثنوموسیکولوژیک،
بلکه به‌عنوان ابزاری آموزشی-درمانیِ کارآمد در جریان‌های نوین موسیقی‌آموزی جایگاهی ویژه یافته است.
در این میان، شهر اصفهان—به‌عنوان مرکزی از دیرباز برای هم‌زیستی هنر، عرفان و عقل—زمینه‌ساز ظهور یک رویکرد متمایز به آموزش کالیمبا شده است؛
رویکردی که در آن، فرآیند یادگیری، فراتر از تسلط بر تکنیک، به بازتعریفِ رابطهٔ انسان با صدا، زمان و حضور در لحظه می‌پردازد.
این تحول، بیش از هر جای دیگر، در کلاس‌های استاد هانیه قاضی‌زاده—موسیقیدان، پژوهشگر و مربی تربیت‌شده در حوزهٔ روانشناسی موسیقی—مظهریت یافته است.

آموزش کالیمبا

کالیمبا، با داشتن ۸ تا ۲۱ زبانهٔ فلزی یا برنجی، ساختاری خطی و نامتقارن دارد که با سیستم‌های گریگوری (مانند پیانو یا گیتار) تفاوت بنیادین دارد.
این تفاوت، تنها فنی نیست؛ شناختی است:

  • در سازهای متقارن، مغز از الگوهای قابل پیش‌بینی (مانند اکتاو ۱۲ نتی) استفاده می‌کند.
  • در کالیمبا، نظم زبانه‌ها غیرخطی است: زبانه‌های با فرکانس بالا و پایین، به‌صورت متناوب چیده شده‌اند—این چیدمان، مغز را وادار می‌کند تا از حافظهٔ فضایی-حسی (Spatial-Tactile Memory) به‌جای حافظهٔ نمادین (Symbolic Memory) استفاده کند.

نتیجه؟
یادگیری کالیمبا، انسان را از چرخهٔ «خواندن → تفسیر → اجرا» خارج کرده و وارد چرخهٔ «احساس → پاسخ → هماهنگی» می‌کند.
این همان نقطه‌ای است که آموزش کالیمبا در اصفهان، با دست‌یابی به ریشه‌های عرفانیِ موسیقی ایرانی (مانند تأکید علی‌بن عثمان بر «گوشِ جان»)، هم‌راستا می‌شود.


🔹 استاد هانیه قاضی‌زاده: بنیان‌گذار «رویکرد اصفهانی به آموزش کالیمبا»

استاد هانیه قاضی‌زاده، فارغ‌التحصیل رشتهٔ موسیقی‌شناسی از دانشگاه تهران و پژوهشگر دورهٔ پسادکتری در حوزهٔ موسیقی و آرامش‌بخشی شناختی،
پس از سال‌ها مطالعه در زمینهٔ سازهای ابتدایی (Primitive Instruments)،
در سال ۱۴۰۰، در اصفهان، اولین کارگاه تخصصی آموزش کالیمبا با رویکرد فراشناختی را راه‌اندازی کرد.
این رویکرد، سه بنیاد نظری دارد:

۱. موسیقی‌آموزی مبتنی بر آگاهی تنفسی (Breath-Aware Pedagogy)

برخلاف روش‌های متداول که بر «شمارش ضرب» تأکید دارند،
استاد قاضی‌زاده، دانش‌آموزان را تمرین می‌دهد که هر الگوی کالیمبا را با یک چرخهٔ تنفسی خاص همراه کنند:

  • الگوهای تکرارشونده (مانند تکنیک kushaura در موسیقی شونا): با تنفس شکمی عمیق
  • الگوهای ناگهانی (مانند interruption phrases): با نفس کوتاه و کنترل‌شده
    این روش، نه تنها ریتم را بدنی می‌کند، بلکه همزمانی میان سیستم عصبی مرکزی و اتوماتیک را تقویت می‌نماید—ویژگی‌ای که در مطالعات اخیر دانشگاه اصفهان (۱۴۰۳)، به‌عنوان عاملی مؤثر در کاهش اضطراب آزمون در دانش‌آموزان شناسایی شده است.

۲. یادگیری از طریق تاریخِ صدا (Sonic Archaeology)

در کلاس‌های استاد قاضی‌زاده، هر کالیمبا فقط یک ساز نیست—بلکه یک مستند صوتیِ فرهنگی است.
دانش‌آموزان، با مطالعهٔ نسخه‌های دست‌نویس از موسیقی شونا،
یاد می‌گیرند که چگونه الگوهای mbira dzavadzimu (کالیمبأ ارواح) را در چارچوب دستگاه‌های ایرانی (مانند دستگاه شور یا سه‌گاه) بازتولید کنند.
مثلاً:

  • ترکیب nyamaropa (پایهٔ موسیقی mbira) با مایهٔ «دشتی» برای ایجاد حسِ «انتظار عرفانی»
  • جایگزینی زبانهٔ فلزی با فلزهای محلی (مسِ اصفهانی، برنجِ لاله‌زاری) برای تغییر رنگ صوتی و نزدیک‌تر کردن آن به حسِ «گرمی خاک ایرانی»

این رویکرد، کالیمبا را از یک ساز مهاجر، به بازگوکنندهٔ پیوند جهانیِ انسان با صدا تبدیل می‌کند.

۳. ارزیابی کیفی، نه کمی

در سیستم آموزشی استاد قاضی‌زاده، هیچ امتحانی وجود ندارد.
در عوض، دانش‌آموزان در پایان هر دوره (۸ جلسه)،

  • یک قطهٔ صوتی ۳ دقیقه‌ای را ضبط می‌کنند که ترکیبی از یک غزلِ مولوی و یک الگوی mbira باشد
  • و یک یادداشت بازتابی می‌نویسند:
    «امروز، کدام زبانه، نخستین بار بدون ترس لمس کردم؟ کدام سکوت میان دو نت، برایم طولانی‌تر از خودِ نت بود؟»

این روش، ارزیابی را از حوزهٔ فنی به حوزهٔ تغییر درونی منتقل می‌کند—جایی که موسیقی، واقعاً به «کال» (گفتار درونی) بدل می‌شود.


🔹 آموزش کالیمبا در اصفهان: چرا این شهر، زمینه‌ساز منحصربه‌فردی است؟

برخلاف تصور رایج که آموزش سازهای غیرایرانی تنها در کلان‌شهرها امکان‌پذیر است،
اصفهان، به‌دلیل سه ویژگی ساختاری، فضایی ایده‌آل برای آموزش کالیمبا فراهم کرده است:

الف) حضور فعال جامعهٔ موسیقی درمانی

همکاری استاد قاضی‌زاده با مراکز درمانی (مانند کلینیک روانشناسی «آوا» در خیابان چهارباغ) منجر به طراحی بسته‌های تخصصی کالیمبا برای گروه‌های هدف شده است:

  • کودکان با اختلال هماهنگی حرکتی (DCD): تمرین با کالیمبأ ۸ زبانه با فاصلهٔ گسترده
  • بزرگسالان مبتلا به اضطراب فراگیر: جلسات «کالیمبا و سکوتِ هدایت‌شده» در باغ‌های تاریخی
  • سالمندان با کاهش شنوایی فرکانس‌های بالا: استفاده از کالیمبا با زبانه‌های برنجیِ ضخیم‌تر (تولید فرکانس‌های ۱۲۰–۴۰۰ هرتز)

ب) همکاری با صنعت سنتورسازی محلی

کارگاه‌های سنتورسازی اصفهان (در منطقهٔ جلفا)، برای اولین بار در تاریخ،
به‌درخواست استاد قاضی‌زاده،
کالیمبا با بدنه از چوب کُنارِ دو ساله (با چگالی متوسط و رزونانس گرم) و زبانه‌های از طلای ۱۸ عیارِ اصفهانی (برای ایجاد لرزش‌های درازمدت) تولید کرده‌اند.
این سازها، نه تنها جنبهٔ هنری دارند،
بلکه در آزمایش‌های آکوستیکی دانشگاه صنعتی اصفهان (۱۴۰۴)،
به‌عنوان «کالیمبا با بیشترین ماندگاری لرزش در فضاهای نیمه‌باز» شناخته شدند.

ج) پشتیبانی فرهنگیِ غیردولتی

برنامهٔ «کوچه‌های صدا» که توسط بنیاد فرهنگی «چهارباغ» در اصفهان اجرا می‌شود،
اجازه می‌دهد که کلاس‌های آموزش کالیمبا نه در استودیوهای بسته،
بلکه در حیاط خانه‌های تاریخی، ایوان مساجد قدیمی و کنار جوی‌های باغ فین برگزار شوند.
این فضاهای آکوستیکِ طبیعی،
به دلیل داشتن زمان بازگشت صدا (RT60) بین ۰٫۸ تا ۱٫۲ ثانیه،
شرایط ایده‌آلی برای شنیدن جزئیات لرزش کالیمبا فراهم می‌کنند—چیزی که در استودیوهای شهری قابل دستیابی نیست.


🔹 برنامهٔ آموزشی استاد هانیه قاضی‌زاده: سه سطح، سه دیدگاه

سطح عنوان اهداف شناختی-هیجانی محتوای منحصربه‌فرد
مبتدی («گوش دادن با انگشت») ۸ جلسه • بازیابی حس لامسه در دست چپ
• آگاهی از سکوت به‌عنوان بخشی از موسیقی
تمرین «زبانهٔ ساکت»: دانش‌آموز، یک زبانه را با انگشت فشار می‌دهد—اما نمی‌نوازد. تنها لرزشِ توقف را حس می‌کند.
متوسط («گفتگوی دو دست») ۱۲ جلسه • توسعهٔ هماهنگی دو نیمکرهٔ مغز
• توانایی ایجاد الگوهای غیرمتقارن
کارگاه «دو صدا، یک نفس»: دست چپ الگویی از mbira شونا، دست راست الگویی از موسیقی محلی لرستان را می‌نوازد—در حالی که تنفس، یکپارچه باقی می‌ماند.
پیشرفته («کالیمبا و خود») ۱۶ جلسه • استفاده از موسیقی به‌عنوان ابزار خودبازتابی
• خلق قطعهٔ شخصی‌سازی‌شده
پروژهٔ «صدای بی‌کلام»: دانش‌آموز، با کمک استاد، یک قطعه می‌سازد که صرفاً بر اساس یک خاطرهٔ غیرکلامی (مثلاً بوی باران در کوچهٔ بیدآباد) طراحی شده باشد.

🔹 آیندهٔ آموزش کالیمبا در اصفهان: طرح «پل میان دو ساحل»

استاد هانیه قاضی‌زاده، در حال هماهنگی با موزهٔ موسیقی آفریقا در هراره است تا
در سال ۱۴۰۶، اولین کارگاه بین‌فرهنگی کالیمبا در اصفهان برگزار شود:

  • حضور مستقیم موسیقیدانان شونا از زیمبابوه
  • نمایشگاهی از کالیمباها با طراحی‌های تلفیقی (مثلاً کالیمبا با نقوش اسلیمی اصفهانی روی بدنه)
  • اجرای مشترک: mbira + سه‌تار + کوبه‌های کرمانشاهی

این طرح، نه تنها به‌عنوان یک رویداد موسیقایی،
بلکه به‌عنوان آزمایشی در جهانی‌سازی موسیقی بدون تبعیت‌پذیری، تعریف شده است.


🔚 نتیجه‌گیری: آموزش کالیمبا در اصفهان، تحولی در تعریفِ «موسیقی‌آموزی» است

در سنت موسیقی ایران، گفته‌اند:

«نی را کیست نَواخت؟ همان که در این ساز جان دارد.»

آموزش کالیمبا در اصفهان، به‌ویژه در کلاس‌های استاد هانیه قاضی‌زاده،
این جمله را بازتعریف می‌کند:

«نی را کیست نَواخت؟ همان که در این سکوت، گوش داد.»

زیرا کالیمبا، سازی نیست که صدا می‌سازد—
بلکه سازی است که سکوت را به زبان می‌آورد.
و در شهری که برای قرن‌ها، سکوت را نه به‌عنوان خلأ،
بلکه به‌عنوان فضایی برای رویارویی با جان می‌شناخت،
این یادگیری، فراتر از موسیقی است—
ادبِ گوش دادن به خود است.